بزرگ منشی آرام بودن است
بزرگترین اقیانوس را نگاه کن
آرام است..........
بزرگ منشی آرام بودن است
بزرگترین اقیانوس را نگاه کن
آرام است..........
مدتی است پنجره دلم گرد گرفته است
بعد از تو حوصله ندارم گرد گیری کنم
پنجره ای که تو را در آن می دیدم........
مادرم صدای خنده تو
غم هایم را هم میخداند..........
پس به عشق تو زندگی را ادامه میدهم ................
نمی دانستم تو چطور وارد دلم شدی
بعدها فهمیدم این همان هک کردن است...........
آهای جوانک
سیگار گوشه لبت نشان بزرگیت نیست
خبر از خر شدنت میدهد........
مدتها دلم میخواست زیر سایه ات زندگی کنم
اما حالا
سایه ات بد جور سنگینی میکند روی سرم......
وقتی به عمری که با تو گذشت فکر میکنم
احساس میکنم باید قضا کنم همه عمر خویش را........
ممنونم از اینکه مرا زمین زدی
حالا یاد گرفته ام چطور بدون تو بلند شوم......
از غم مهدی(عج)
این روزها زمین هق هق میکند
و لرزش شانه هایش میشود زلزله....
همه ماجرای کوچه یک طرف
یک راز سر به مهر دارد حسن(ع)
گوشواره گم شد در کوچه ها..........
بعداز تحریر:
امان از دل حسن(ع)