خــوابــــم نمـی آیــد
فـقــط مـــی خـــوابـــــم
کــــه بیـــــدار نبــــاشــــم.................
خــوابــــم نمـی آیــد
فـقــط مـــی خـــوابـــــم
کــــه بیـــــدار نبــــاشــــم.................
رابطه من تو شد مثل
دندان و خمیر دندان
ومن شدم خمیر دندان
بعد از اینکه تو را برق انداختم
نصیبم شد تف.......
خواستم بنویسم از غربتت مهدی جان
دیدم میان این نوشته هایم هم غریبی
شده ای برای ما پست روز جمعه ای
که خالی نباشد وبلاگ......
دهه فجر در حال تمام شدن است
وما سرگرم سرود
و جشنواره و
چند برنامه آبکی رسانه ملی......
کسی نیست از تو برای ما بگوید حضرت روح الله......
مستحبی
در حد و اندازه واجب
که خیلی وقت است
از برنامه زندگی ماها حذف شده است........
رویای خواندن نماز شب
وهدیه به مهدی(عج) را به واقعیت برسانیم!!!!!
قلب من را که پس آوردی
انداختمش پیش پایت
و گفتم
هدیه را پس نمیگیرم.......
خواستم
با تو
غصه هایم را
تقسیم کنم
دیدم غصه ای ندارم
جز غصه های تو...........
چه محزون است ضریحی
که بعد از هشتاد سال نوکری
وقت خداحافظی اش شده
و دل در دلش نیست
ضریح جدید تا در آغوش بگیرد تورا..............